الشيخ رسول جعفريان

800

رسائل حجابيه (فارسى)

اول و آخر قرآن ز چه با آمد و سين * يعنى اندر ره دين رهبر تو قرآن بس چارهء كفر تو ايمان است و بس * دافع هر درد قرآن است و بس تا هوى را بندگى بنموده‌ام * گلّه‌مان را گرگ چوپان است و بس تا هوس را رهبر خود كرده‌ايم * خانه‌مان را دزد دربان است و بس اندر اين دكان كه هر جنسى كم است * جنس بدجنسى فراوان است و بس ملك جان را تا سليمان شرع نيست * ديو نفس آنجا سليمان است و بس كاخ دين را چون عمل بنياد نيست * علم تنها نقش ايوان است و بس هر مسلمانى مسلمان كى شود * عامل قرآن مسلمان است و بس هركه گيرد تيغ مرد جنگ نيست * جنگ كار مرد ميدان است و بس جستجوى گل به خارستان مكن * جلوهء گل در گلستان است و بس اعتبار قول ما در فعل ماست * قوّت آن تن به دين جان است و بس بگذر از دعوى كه صرف ادّعا * كار مردان هوس‌ران است و بس كس به دعوى مظهر حكمت نشد * در خور اين لقمه لقمان است و بس عزّت يوسف به حسن او نبود * جاه در پاكى دامان است و بس اندرون خانهء توحيد را * مذهب اسلام دالان است و بس بزم هركس را به شب شمعى سزد * شمع ما آيات قرآن است و بس و بايد دانست كه اخلاق عبارت است از يك‌دسته ملكات نفسانيّه و يك سلسله صفات روحيه كه رسيدن به آن‌ها براى احدى ميسّر نشود مگر از راه عمل به احكام شريعت و ديانت كه عبارت است از تعاليم قرآن مجيد ؛ زيرا قرآن است كه آدمى را از فحشا و منكر باز مىدارد و راه سعادت و انسانيّت را تعليم مىدهد ، و ديگر امر به كار و عمل مىنمايد و تنها عمل است كه به وسيلهء ممارست و مداومت موجب توليد ملكات خيريّه و اخلاق فاضله مىشود و اين قرآن يگانه تهديد كنندهء غيبى و نگهبان باطنى و سرّى است . بلى عقل حاكم است به حسن و قبح امورى و ممكن است انسان به وسيلهء اعمال قوّهء عاقله و ادراك فطرى ، درك حسن و قبح امورى نمايد و به هر زشت و زيبايى آگاه گردد . از اين نقطه‌نظر ممكن است اخلاقى در نظر زيبا باشد و تشخيص خوبى دهد . آيا به صرف اين معرفت و شناسايى ايجاد ملكهء اخلاقى در نفس انسانى مىشود ؟ البته نه چنين است ؛ زيرا كسى كه ترس از مجازات اخروى ندارد و علاقه‌اى به مكافات و مواخذهء عالم برزخ و قيامت براى او نيست ، هرگاه ميل نفسانى و دل‌خواه او را وادار نمود به عملى ، هرگونه عملى را گرچه عقل او قبيح مىداند و تصديق دارد به زشتى او ، مرتكب مىشود و براى راحتى موقّتى نفس از اقدام و اتيان هرگونه عمل خوبى با تصديق به حسن او تكاهل مىورزد . مثل اين‌كه شخص